این عکس ها رو ببینید.
من که واقعا نمی دونم دیگه چی بگم.
فقط می تونم بگم خدایا شکرت به خاطر سلامتی که به من دادی و ازت معذرت می خوام که نتونستم از نعمتهات به درستی استفاده کنم.
خدایا عظمتت رو شکر یه بچه با این شرایط این همه فعال و من با این سلامتی....
خدایا ازت خجالت می کشم.
پ. ن: لینک عکس ها اصلاح شد.



Signed By
DR ELI
وجودم پر از ترس شده.
هیچ وقت خوابهای من تعبیر نمی شد، ولی چطور ممکنه که خواب دیشبم یا بهتر بگم کابوس دیشبم اینقدر زود تعبیر بشه.
از دیشب دارم با خودم کلنجار می رم.
خدایا کمکم کن.
دنبال یه دعا می گردم که بتونه آرومم کنه.
بدجوری دنبال خدا می گردم، می دونم فقط با تکیه کردن به اون می تونم آروم بشم و از شر کابوسی که تو بیداری هم ولم نمی کنه خلاص بشم.
می خوام بهش تکیه بدم بعد آروم چشمهاموم ببندم و با یادش آروم بگیرم.
خدایا چرا هر چی فکر بده داره این چند وقت به ذهنم می رسه و همش اتفاق می افته؟؟
هر چیزی که یهو اومد تو ذهنم اتفاق افتاد
یکی می گفت اگه با زبون خودت با خدا حرف بزنی خیلی بهتر از اینه که یه دعای عربی بخونی که هیچی ازش نمی فهمی.
پس با زبون خودم می گم: خدایا منو از شر آدمهای شیطون صفت حفظ کن و به من این قدرت رو بده که در مقابلشون بتونم مقاومت کنم و سر خم نکنم.
بهم قدرت بده نترسم، هیچ وقت تنهام نذار عزیزترینم.
توی این چند وقت بیشتر از هر وقت دیگه ای حس کردم که تنها دوستم خداست.
دلم یه دنیا تنهایی می خواد، نمی خوام دیگه هیچ کس رو ببینم.
کار به جایی رسیده جایی که هر روز صبح که می رفتم اونجا ،سرم رو رو به آسمون می کردم و می گفتم خدایا ازت ممنونم که اینجا رو یه تیکه از بهشت قرار دادی حالا واسم شده یه تیکه از جهنم.
خدایا بهشتم رو به من برگردون.
می دونم تاریخ داره تکرار می شه، ولی من بهشتم رو می خوام.
دنیای کوچیک خودم رو می خوام. خدایا چیزهای خوبم رو به من برگردون و کمکم کن که بتونم همون آدم قبلی باشم.
آمین
Signed By
DR ELI
امروز روز اول کلاسها بود. صبح وقتی رسیدم دانشگاه آقای ح خیلی تحویلم گرفت! سلام و احوالپرسی گرمی کرد. وقتی لیست کلاس رو برداشتم رفتم سر کلاس چون کلاس رو تازه رنگ کرده بودن حسابی بوی رنگ همه جا رو برداشته بود، تخته وایت بورد رو هم عوض کرده بودن خداییش کلاسم عروسک شده بود!!!
به یه نکته ی جالب پی بردم این ترم جمعیت ذکور در بین دانشجویانم خیلی زیاده!!!
خداییش یه جاهایی دلم تنگ شد واسه دیدن دانشجویان خانوم!
با اینکه بچه ها زیاد نبودن ولی درس هم دادم! اما زود کلاس رو تموم کردم. یه جاهایی حوصله ی خودم سر می رفت بین کلاس هام. از بس ذل زدم به دیوار خسته شدم! واسه همین بین کلاسها یه تفریح پیدا کردم!!!
game موبایلللم!!! چند دست رکورد زدم حسابی جیگرم خنک شد! بعد از زمین و زمان عکس گرفتم!!! هی بیسکوییت می خوردم عکس می گرفتم! شکلات می خوردم game بازی می کردم!
تفریح سالمی بود!!!
یه چیز جالب هم تو کلاس دیدم و ازش عکس گرفتم اون هم عبارت "بابا! بی خیال reset شو!" بود که روی یه گوشه کلاس نصب شده بود!
در کل روز خوبی بود. الان هم دارم reportام رو می نویسم.
پ.ن: نمی دونم من چرا این طوریم هنوز فکر می کنم بوی رنگ میاد. مثل وقتی که یکی از دوستام بهم سوشی تعارف کرد و من فقط بو کردمش بعد تا 12 ساعت همه چیز دورو برم بوی ماهی خام می داد
Signed By
DR ELI
فردا اولین روز ترم جدیده!
چقدر زود گذشت. دیروز در عالم نیمه بی هوشی به خودم می گفتم امروز چندمه؟؟
وقتی فهمیدم 15امه یهو برق از سه فازم پرید.
آخه 17ام اولین روز کلاس های خودم به عنوان استاده!!!
عین 2 هفته جای کار روی پروژه هام فقط خوابیدم!!!
یه حالی داد!!!
حالا از امروز تصمیم جدی دارم که 2 هفته ی باقی مونده رو حسابی کار کنم.
همین
بعدا نوشت: ممنون از همه ی دوستانی که به نوعی تو پست قبل با من همدلی کردن. امیدوارم همیشه شاد باشید.
آن روز که رفتی وجودم پر از درد گردید
دیدن چهره ات
لبخندی که برای همیشه خاموش شده بود
دستان سردت
همه گواه یک چیز را می داد
اینکه برای همیشه ترکمان کردی
از آن روز که رفتی
روح رنجورم تنهاست
فقط تو را می طلبد
یگانه آرزوی من!
از کودکی وجودم را به بودنم گره زده بودم
وقتی که رفتی
من ماندم و یک گره ی باز شده
آری به راستی وقتی که رفتی یتیم شدم
می دانم که می بینی دخترکت را
دخترک تنهای تو
فقط تو را می خواهد
فقط تو
پس رویای شیرین بودنت را از دخترکت دریغ نکن
الان که دارم اینو می نویسم 9 سال از دوریت می گذره، 9 سال گذشت، چقدر زود.
خیلی باهات حرف داشتم، ولی انگار یهو همش از ذهنم پاک شد.
یادآوری اون روز که واسه همیشه چشم هاتو بستی واسم همیشه دردناکه.
به اندازه ی همه ی سلول های بدنم دوستت دارم. من هر چیزی که دارم، هر چیزی که هستم و هر چیزی که بشم،مدیون تو هستم عزیزترینم.
اشک توی چشمام رو می بینی؟
اینا واسه اینه که دلم برات تنگ شدههههههههههههه
خیلی زیاد، خیلی خیلی زیاد.
بهترینم دلم می خواد از دوریت فریاد بزنم. بگم که چقدر دلتنگتم.
بگم که همه ی زندگیم بودی و هستی.
بگم که روزی که از این دنیا پر کشیدی و رفتی پیش خدا انگار همه ی وجود من هم با تو پر کشید.
وقتی یاد دستهای سردت می افتم همه ی وجودم یخ می کنه.
یادآوری لحظه ی وداع همیشه برام غم انگیزه. یاد اون روز که رفتی....
بهترین پدربزرگ دنیا می دونم منو می بینی و صدامو می شنوی می خوام چیزی رو که یه عمر نتونستم بگم امروز فریاد بزنم می خوام بگم خیلی دوست دارممممممم.
کاش خدا همه ی عمر بی ارزش منو می گرفت و فقط یه ثانیه می ذاشت که برگردم به اون روزها.
خدایا فقط یه ثانیه
دیگه هیچی ازت نمی خوام.
می دونم خیلی بدم، آره می دونم.
دیروز سر مزارت وقتی بعد از یه مدت طولانی دوباره اومدم یه لحظه خودم رو دیدم که با صدای بلند تو اون حیاط دارم زار زار گریه می کنم.
چه جوری بگم دلم تنگ شده؟
چه جوری بگم دیگه طاقت دوریتو ندارم؟
خودتم می دونی که هنوزم هر وقت کمک می خوام به تو می گم، هر شب به یادتم. درسته چند وقتی بود که دختر بدی شده بودم ولی اینو بدون همیشه در قلب من جا داری.
همیشه
همیشه
.....
Signed By
DR ELI
| Design By : Night Melody |


